هفته دکتری
جونم برات بگه که...
طی یک حرکت هرکولی که از خودم نشون دادم و وسایل خونه رو جابجا کردم(تنهایی) کمرم گرفت و کارم کشید به ام آر آی جوابش فردا حاضر میشه.و فعلا در حال استراحت کردنم و کلی قرص و آمپول برای تسکین درد و دکتر احتمال دیسک داده.
بعد رفتم چشم پزشکی خیلی وقت بود که دور رو خوب نمیدیدم و بله چشمم هم ضعیف شده بود و رسیدیم به عینک...( ای بابا نکنه دارم پیر میشم؟؟؟!!)
از اونطرف رفتم دکتر برای رژیم ( این حرکت واقعا لازم بود)
باید تا عید 6 کیلویی که اضافه دارم رو کم کنم.دکتر کلی خوشش اومده بود میگفت خیلی خوش اندامی و زود به وزن قبلیت بر میگردی و باعث اعتماد به نفسم شد

بماند که از خوردن هرگونه شیرینی و شکلات محرومم کرد ولی این بار ارادم قوی و خودمو کنترل میکنم...البته امروز یواشکی یکم کیک خوردم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هفته دکتری
مامان الهه